نوروز و هفت سین در جبهه
نوروز و هفت سین در جبهه

یادش بخیر اون روز هایی که در منطقه بودیم ،همون سالهای جنگ رو میگم ، همون روزهایی که بچه نمیتونستن منطقه رو رها کنن و بیان شهر ، مجبور بودن برای حفظ آمادگی و کسب مهارت های لازم بمونن توی تیپ ، یا روز هایی که شرایط تیپ عملیاتی بود .
توی اون روزها بچه ها هم فرارسیدن بهار و عید نوروز را جشن میگرفتن ، خیلی ساده و بی شیله پیله ، اول کاری که میکردن تمیز کردن چادر و سنگر خود بود که به سنگر تکانی معروف بود وهر گروهانی هم ، با سلیقه خودشون یه سفره هفت سین درست می کرد .
حتما سوال میکنید چرا ابتکاری؟ مگه سفره با سفره فرق میکنه؟
بهتون می گم آره سفره هفت سین بچه های منطقه با شهر یه فرق هایی داشت ، سفره اینا بوی مقاومت و احساس با کمی چاشنی شوخ طبعی می داد .
بچه ها قصد نداشتن که آداب و رسوم و فرهنگ دیرینه این مرز و بوم را به مسخره بگیرن یا اونها رو عوض کنن بلکه می خواستن اون رسوم مانع انجام وظایفشان نباشه ، روی این قاعده بود که وقتی عید توی منطقه بودن نمیزاشتن به دوستاشون سخت بگذره و تو فکر برن میومدن با خلق ابتکار و شوخ طبعی یک تیر میزدن به چند هدف ، حالا براتون بگم از سفره برو بچه های جنگ ، هفت سین اونها با این جور چیز ها شروع میشد : سلاح ، سنگ ، سربند ، سمینوف ، سر نیزه ، سنگر ، سُنبه ، سیم خار دار ، سوزن سلاح ، یا مثلا برو بچه های تخریب به اینها سیم چین ، سی چار (c4) مین سَبدی ، مین سوسکی ....(توضیح این اصطلاحات در آخر مقاله)
بعضی ها هم بجای سیب میومدن کمپوت سیب تو سفره هفت سین میذاشتن
البته کنار اینا عکس امام خمینی (ره) ،قرآن ، کتاب دعا ، آب ، عکس شهدا و ... رو هم میزاشتن و اینا رو روی یه چفیه خیلی قشنگ و خوش ذوق می چیدن و منتظر سال تحویل میشدن.
ولی مراسم اصلی توی حسینیه تیپ برگزار میشد که اون هم از روز گذشته اطلاع رسانی کرده بود ولی از چند ساعت مونده به سال تحویل چند نوبت از پشت بلندگو اعلام میکرد تا بچه ها در زمان سال تحویل توی مراسم حضور داشته باشند .
وقتی بچه ها توی حسینیه جمع میشدن ف با قرآن برنامه رسمیت پیدا میکرد و سخنران هم نکات لازم را بیان می نمود و بعد مداح تیپ با شروع زیارت عاشورا یا دعای توسل و ذکر مصیبت برنامه را به اوج خودش می رسانید تا جایی که با سینه زنی و ذکر شریف حسین جان (ع) با سال کهنه خدا حافظی کرده و سال نو را آغاز می نمودند.
با اتمام مراسم ، سخنرانی امام خمینی (ره) از بلند گو پخش و بچه ها باتوجه به فرمایشات گهر بار ایشان رهنمود های لازم را کسب می نمودند و وقتی که سخنرانی تمام میشد ، بازار دیده بوسی گرم میشد و بچه ها سال جدید را بهم تبریک می گفتن ونیروهای تبلیغات هم مشغول به توزیع بسته های فرهنگی ، شامل کتب ادعیه و قرآن ، عطر ، پیشانی بند ، سجاده ، تسبیح و سکّه یا اسکناس های تبرّکی امام خمینی (ره) می شدن برو بچه های تدارکات هم که شروع میکردن به پذیرایی رزمندگان با شربت و شیرینی و چای و کمپوت ، بسته های خشکبار و آجیل و .... هر چه که از لشکر برای این لحظات توزیع شده بود و خلاصه رزمنده ها هم با لب خندان از حسینیه بیرون می آمدند.
در پاره ای از مواقع هم بعضی از واحد ها با برنامه ریزی قبلی و تمرین هایی که کرده بودن سرود میخواندن یا تاتر بازی میکردن ، بعضی ها با مهارت هایی که داشتن مثلا حرکتهای زور خانه ای یا ورزشهای رزمی را برای بچه ها نشون میدادن و با لطیفه گویی محافل خود را شاد میکردن .
بعدا گروه گروه میشدن و به دیدار گروهانها و دوستان خود میرفتن که در ابتدا به سراغ فرماندهان رفته و سال نو را به آنها تبریک میگفتن....
عیدی دادن و گرفتن هم بدون تکلّف بود با یه دونه سر بند یا یک نوشته کوتاه همچون حدیث یا جمله در دفتر یادداشت بچه ها همدیگر رو شاد میکردن .
تدارکات لشکر هم برای ناهار و شام روز سال تحویل ، چلوکباب می پخت و بین تیپ و گردان ها توزیع می کرد .
همونجوری که در بین مطالب گفتم برنامه ها خیلی ساده ولی جدّی بود ، بچه های جنگ کاری رو میکردن که خدا خوشش بیاد دنبال دنیا و مُتِعلِّقاتِش نبودن و آداب و رسومی که در مسیر کمالِشون بود رو انجام میدادن .
از خدا میخوام که کمکم کنه اون خاطرات یادم نره و بتونم اونها رو به دیگران منتقل کنم ، شما هم برای من دعا کنید تا موفق باشم .
اصطلاحات بیان شده در متن :
سیمینوف: اسلحه تک تیر انداز
سنبه: وسیله تمیز کردن یا باز کردن لوله سلاح
C4 : ماده منفجره کُند سوز ومورد استفاده در تخریب
سیم چین و مین و ... لوازم مرتبط با تخریب
بر آن شدیم که آن حماسه تاریخی کشورمان را با همّت نیروهایی که دیروز در غربت این کشور و این انقلاب دست بیعت به پیر جماران دادند و مردانه از این سرزمین دفاع نمودند گوشه هایی از دیده های خود را در اختیار علاقمندان و شیفتگان این مکتب قرار دهیم